الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
36
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
از دليل اول اين جواب داده شده : ما نمىگوييم كه واضع فلان لغت يك نفر يا دو نفر است تا اشكال شما وارد باشد بلكه اين الفاظ به مرور زمان و به تدريج و به وضع هر طائفه و قوم خاصى وضع شده در نتيجه اين اشكال وارد نخواهد بود ، و از دليل دوم اين جواب داده شده كه هر طائفه و قومى به اندازه وسعت و ميزان ابتلائش ، الفاظ را وضع كرده تا به اين درجه از گستردگى رسيده پس واضع نه خداوند است و نه فرد خاص ، بلكه نوع بشر در طول زمان واضع الفاظ هستند . 3 - وضع به لحاظ كيفيت وضع به تعيينى و تعينى تقسيم مىشود . وضع تعيينى : وضعى است كه واضع مشخص دارد و فلان لفظ را براى فلان معنى قرار مىدهد . وضع تعينى : وضعى است كه به كمك قرينه لفظى در معناى استعمال مىشود و بعد از كثرت استعمال آن لفظ براى معنى وضع مىشود . 4 - همچنين در معنى و حقيقت وضع اختلاف است و عدهاى مثل مرحوم آقاى آخوند وضع را به معناى اسم مصدرى تعريف كردهاند : حقيقت و معناى وضع آن نحوه اختصاص لفظ با معنى است . عدهاى ديگر وضع را به معناى مصدرى تعريف نمودهاند : حقيقت و معناى وضع قرار دادن لفظ در مقابل معنى است . عدهاى ديگر در معناى وضع گفتهاند : وضع همان اتحاد بين لفظ و معنى است و منشأ اين اتحاد يا جعل است يا كثرت استعمال ، عدهاى هم مثل مرحوم محقق داماد در تعريف وضع گفتهاند :